تغریف اخلاق:
برگرفته از سایت: https://makarem.ir
�اخلاق� جمع �خُلْق� (بر وزن قُفل) و �خُلُق�. (بر وزن افق) مى باشد، به گفته �راغب� در کتاب �مفردات�، این دو واژه در اصلبه یک ریشه باز مى گردد، خَلْق به معنى هیئت و شکل و صورتى است که انسان با چشم مى بیند و خُلْق به معنى قوا و سجایا و صفات درونى است که با چشم دل دیده مى شود.بنابراین مى توان گفت: �اخلاق مجموعه صفات روحى و باطنى انسان است� و به گفته بعضى از دانشمندان، گاه به بعضى از اعمال و رفتارى که از خلقیات درونى انسان ناشى مى شود، نیز اخلاقگفته مى شود (اوّلى اخلاقصفاتى است و دومى اخلاقرفتارى).�اخلاق� را از طریق آثارش نیز مى توان تعریف کرد، و آن این که �گاه فعلى که از انسان سر مى زند، شکل مستمرّى ندارد؛ ولى هنگامى که کارى بطور مستمر از کسى سر مى زند (مانند امساک در بذل و بخشش و کمک به دیگران) دلیل به این است که یک ریشه درونى و باطنى در اعماق جان و روح او دارد، آن ریشه را خلق و اخلاقمى نامند.اینجاست که �ابن مِسکَوَیه� در کتاب �تَهْذیبُ الاَْخْلاقِ وَتَطْهیرُ الاَْعْراقِ�، مى گوید: �خُلق همان حالت نفسانى است که انسان را به انجام کارهایى دعوت مى کند بى آن که نیاز به تفکّر و اندیشه داشته باشد�.(1)همین معنى را مرحوم فیض کاشانى در کتاب �حقایق� آورده است، آنجا که مى گوید: �بدان که خوى عبارت است از هیئتى استوار با نفس که افعال به آسانى و بدو
برچسب:
نویسنده: کسری قنبریپور
تاريخ: جمعه
24 آذر
1396 ساعت: 23:01